Design : GoogleA4.com

Hosting : DrHost.ir

 
 
 

.



موقعیت فعلی: بخش مطالب و مطالب (برگشت به لیست)


تجلى نظم در نظام اجتماعى نظرات خوانندگان(0)  

نظم در عبادت هاى گروهى نظم در امور ادارى و مديريت اجتماعى يكى از جلوه هاى نظم ، منظم بودن در عبات هاى دسته جمعى ، از آن جمله نماز جماعت است . در نماز جماعت ، همه مومنان ، در صفوف منظم ، رو به قبله ، مى ايستند و به پيروى از امام جماعت ، با هم به ركوع و سجده مى روند و قنوت و تشهد و سلام مى خوانند.
نظم در عبادت هاى گروهى يكى از جلوه هاى نظم ، منظم بودن در عبات هاى دسته جمعى ، از آن جمله نماز جماعت است . در نماز جماعت ، همه مومنان ، در صفوف منظم ، رو به قبله ، مى ايستند و به پيروى از امام جماعت ، با هم به ركوع و سجده مى روند و قنوت و تشهد و سلام مى خوانند. پيامبر گرامى اسلام (ص ) پيوسته سفارش مى كرد: سووا بين صفوفكم ، و حاذوا بين مناكبكم لا يستحوذ عليكم الشيطان ؛ (96) نيز مى فرمود: اقيموا صفوفكم ...و لا تخالفوا فيخالف الله بين قلوبكم ؛ (97) صف هاى نماز را منظم كنيد و نامرتب نباشيد و پراكنده نشويد كه خداوند دل هايتان را پراكنده مى كند. در زمان بندى نماز، در صف هاى نماز جماعت ، در سجده رفتن گروهى ، با هم نشستن ، با هم قيام كردن ، با هم سكوت كردن ، با هم دعا خواندن ، پيش و پس نيفتادن ، پيش از وقت نماز نخواندن و نماز را به خارج از وقت نسپردن ، در همه ، سيماى نظم و حساب ، به روشنى ديده مى شود. (98) يكى ديگر از عبادت هايى كه نظم در آن متجلى است ، فريضه حج است . همه حاجيان بايد در روزهايى خاص ، احرام ببندند، با هم در عرفات وقوف كنند، در مشعر و منى نيز در يك روز خاص قربانى كنند، رمى جمره كنند، به گرد كعبه طواف كنند، سعى صفا و مروه انجام دهند، همه در هر نقطه كه هستند، رو به كعبه ، نماز گزارند. اين همه ، نظم در عبادت هاى جمعى است . نمونه ديگر نظم در عبادت هاى جمعى ، روزه است . همه مسلمانان موظفند در طول ماه مبارك رمضان ، از طلوع فجر تا اذان مغرب ، روزه بگيرند و از مفطرات روزه ، دورى جويند و به هنگام سحر و مغرب افطار كنند. وجود قبله واحد براى مسلمانان در سرتاسر جهان نيز گونه اى نظم و همبستگى است كه عبادات آنان را به سويى يگانه سوق مى دهد. اگر كسى از فراز آسمان ها به صفوف نمازگزاران زمين بنگرد، دايره هايى منظم مى بيند كه مركزشان كعبه است و توحيد، نقطه تمركز فكر و دل و جان و صفوف آنان . (99) مسجد نيز- كه ميقات ميهمانان خداست - يكى ديگر از تجلى گاه هاى نظم و انضباط است . براى اين مكان مقدس ، آداب و احكامى ويژه مقرر است كه از دقت و تامل در آنها مى توان به ارزش نظم و انضباط در اين پايگاه موحدان دست يافت . آداب ورود و خروج ، نظافت و خوش بو ساختن خويش ، سنت آموزش قرآن در آن و... همه از جلوه هاى نظم در اين حريم پاك است . از مرحوم ميرزاى بزرگ شيرازى نقل است كه فرمود: اگر ديديد امام جماعتى به جماعت حاضر نشد، بدانيد از دنيا رفته است و برويد براى تشييع جنازه اش . كنايه از اين كه امام جماعت ، جماعت را ترك نمى كند و در آمدن به نماز جماعت ، بسيار منظم است . و فرمود: اگر استاد براى درس حاضر نشد، برويد به عيادتش ، كنايه از اين كه استاد بى جهت ، درس را ترك نمى كند و حضورش در كلاس درس ، مستمر و منظم است . نظم در امور سياسى و اجتماعى بى گمان ، هر اجتماعى ، نيازمند به رهبر يا ريس سر پرست است و همو، از نظم و سامان جامعه پاسدارى مى كند. در دين انسان ساز اسلام ، امامت به عنوان عامل نظم و همبستگى جامعه مسلمانان معرفى شده است و رهبر جامعه اسلامى از جايگاهى بسيار والا برخوردار است و خط مشى نظام سياسى و اجتماعى جامعه را او ترسيم مى كند. از اين رو است كه امامان معصوم (ع ) و بزرگان دين ، درباره موضوع امام و امامت و اهميت آن ، سخنانى بسيار دارند. امام على (ع ) مى فرمايد: مكان القيم من الامر مكان النظام من الخزر، يجمعه و يضمه فاذا انقطع النظام تفرق الخزر و ذهب ، ثم لم يجتمع بحذافيره ابدا؛(100) جايگاه رهبر در امور، همانند جايگاه نخ رد تسبيح است كه دانه ها را جمع مى كند و به هم مى پيوندد.اگر نخ پاره شود، دانه ها از هم مى پاشند و از هم مى پاشند و از هم دور مى شوند و هرگز اجتماع منظم گذشته خويش را نخواهند يافت . نيز، مى فرمايد: الامامة نظام الامة ؛ امامت ، سبب نظم و همبستگى امت است . امام رضا (ع ) مى فرمايد: ان الامامة زمام الدين و ناظم المسلمين و صلاح الدنيا و عز المومنين ؛ (101) همانا، امامت ، پيشوايى دين است و سبب نظم و همبستگى مسلمانان و مصلحت دنيا، و عزت مومنين است . رهبر، خطوط كلى نظام را معين مى كند و لزوم برقرارى ارتباط يا نبود ارتباط با جوامع ديگر را تشخيص مى دهد و جنگ و صلح ها با صلاح ديد او خويش ، وظيفه دارند مطيع و گوش به فرمان باشند. پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد: اسمعوا و اطيعوا لمن ولاه الله الامر، فانه نظام الاسلام ؛ (102) كسى را كه خدا، ولايت و سرپرستى امرى را به او داده است به (سخنان او )گوش دهيد و از او اطاعت كنيد؛ زيرا، او سبب نظم و استوارى اسلام است . در قرآن كريم ، مومنان ، از پيشى گرفتن بر خدا و رسولش در همه كارها نهى شده اند: يا ايها الذين ءامنوا لاتقدموا بين يدى الله و رسوله واتقوالله ان الله سميع عليم ؛ (103) اى كسانى كه ايمان آورده ايد!چيزى را بر خدا و رسولش مقدم نشمريد (و پيشى مى گيريد) و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند، شنوا و داناست . از آن جا كه مبناى اين مباحث ، بر اختصار است ، از تفصيل خوددارى مى شود و تنها به نمونه هايى از سخنان پير عارف و قافله سالار انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمينى ، درباره لزوم ارج نهادن به نظم و قانون در حكومت اسلامى اشاره مى كنيم : حفظ نظم ، از واجبات الهى است . همه جامعه ، نظم لازم دارد. اگر نظم از كار برداشته بشود، جامعه از بين مى رود. حكومت اسلام ، حكومت قانون است . همه بايد منقدى به اين باشيد كه قانون را بپذيريد، ولو بر خلاف راى شما باشد. شرف و ارزش انسان ها در تبعيت از قانون است كه همان تقوا است . متخلف از قانون ، مجرم و قابل تعقيب است . قانون براى اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعى عادلانه ، به منظور پرورش انسان مهذب است . اگر همه اشخاصى كه در كشورمان هستند و همه گروه هايى كه در كشور هستند و همه نهادهايى كه در سرتاسر كشور هستند، اگر به قانون خاضع بشويم و اگر قانون را محترم بشماريم ، هيچ اختلافى پيش نخواهد آمد. (104) اگر مى خواهيد كه از صحنه بيرونتان نكنند، بپذيريد قانون را. در اسلام ، يك چيز حكم مى كند و آن ، قانون است . زمان پيغمبر هم قانون حكم مى كرد. پيغمبر مجرى بود. اختلافات ، از راه قانون شكنى ها پيش مى آيد. در اسلام ، قانون ، حكومت مى كند. پيغمبر اكرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى ، نمى توانست تخلف بكند. (105) نظم در امور ادارى و مديريت اجتماعى امام على (ع ) مى فرمايد: لابد من امازة و رزق للامير، و لابد من عريف و رزق للعريف ، و لابد من حسب و رزق للحاسب ، و لابد من قاض و رزق للقاضى ، وكره ان يكون رزق القاضى على الناس الذين يقضى لهم ، و لكن من بيت المال ؛ (106) براى مردم ، وجود شخصى به عنوان فرمانده و امير، همراه با حقوقى براى او، و شخصى ديگر به عنوان معاون و وزير، براى امير، همراه با حقوق و مزايايى ، و شخصى به عنوان حسابدار، همراه با حقوقى براى او، و شخصى به عنوان قاضى همراه با مزايا، لازم است . و مكروه است اين كه ، رزق و روزى قاضى ، بر عهده مردمى باشد كه براى آنان قضاوت مى كند. ولكن (بودن رزق براى قاضى ) از بيت المال مانعى ندارد. چنان كه پيداست ، در اين حديث گران قدر، لوازم مديريت صحيح اجتماعى ، به خوبى بيان شده است . يكى ديگر از مصاديق نظم مديريتى ، تعيين جانشين است . از ويژگى هاى آموزنده در سيره رسول اكرم (ص ) است كه هر گاه قصد داشت مدينه را ترك كند- هر چند براى مدتى كوتاه - يك نفر را به عنوان جانشين نصب مى فرمود. (107) تعيين وظيفه هر يك از كارگزاران نيز يكى از مصاديق نظم و مديريت است . امام على (ع ) مى فرمايد: واجعل لكل انسان من خدمك عملا تاخذه به ؛ (108) براى هر يك از زير دستانت و كاركنانت ، كارى تعيين كن تا او را نسبت به آن كار مواخذه و باز پرسى كنى . از ديگر مصاديق نظم مديريتى ، حفظ عدالت است ؛ چنان كه امام على (ع ) در اين باره مى فرمايد: العدل نظام الامرة ؛ (109) دادگسترى ، سبب نظم و سامان فرمانروايى است . و از مصاديق ديگر نظم در مديريت ، آزمودن كارگزار است پيش از آن كه به او كارى واگذار شود. امام على (ع ) مى فرمايد: الطمانية الى كل احد قبل الاختبار من قصور العقل ؛ اطمينان به هر كس ، پيش از آزمودن ، كوته فكرى است . ديگر از مصاديق مهم نظم در مديريت ، اين است كه مسئوليت ها را به اهل آن واگذاريم ، قرآن مى فرمايد: ان الله يامركم ان تودوا الامانات الى اهلها (110) خدا به شما امر مى كند كه امانت را به صاحبش باز دهيد. مراد، تنها امانت مصطلح نيست ، بلكه مسئوليت هاى اجتماعى و حكومتى را نيز در بر مى گيرد. از نكات مهم در نظم ادارى ، گماشتن ناظر و بازرس است . در سخنان على (ع ) در اين باره مى خوانيم : ثم تفقد اعمالهم ، وابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم فان تعاهدك فى السر لامورهم حدودة لهم على استعمال الامانة و الرفق بالرعية ؛ (111) پس در كارهايشان ، كاوش و رسيدگى كن و بازرس هاى راستكار و وفادار بر آنان بگمار، زيرا، بازرسى پنهانى تو از كار آنان ، باعث امانت دارى و مدارا و نرمى آنان با مردم مى گردد. بى نظمى مديران و كارگزارانى كه با ارباب رجوع سر و كار دارند و آنان را با وعده هاى امروز و فردا، سرگردان و در نتيجه ، نسبت به نظام حكومتى بدبين و ناراضى مى سازند، بسيار زيان بار است . سخنان سودمند پيامبر گرامى اسلام (ص ) سندى گويا بر اين حقيقت است : ويل لتجار امتى من لا، الله و بلى ، و الله و ويل لصناع امتى من اليوم و غدا؛ (112) واى بر تاجران امت من كه به خداوند سبحان سوگند ياد مى كنند و (تجارت آميخته با مجادله دارند) و واى به صنعتگران امت من كه امروز و فردا مى كنند، (كارها را به تاخير انداخته ، مردم را سرگردان و خسته و ناراضى مى كنند). اين تهديد و توبيخ ، هر كارگر يا كارگزارى را كه كارهاى مردم را بر عهده دارد، موظف مى سازد كه نظم در كار را رعايت كند و بى موقع وعده ندهد و از هنگام مقرر نيز نگذرد. همان طور كه يك مسلمان متعهد، بايد مال مردم را از تباهى حفظ كند، موظف است وقت مردم را نيز از تباهى حفظ كند، و چنان كه او بايد كارگزارى امين در مال باشد، لازم است كارمندى امين در وقت نيز باشد. حضرت اميرالمومنين (ع ) فرموده است : ان الله تبارك و تعالى يحب المحترف الامين ؛ (113) خداوند سبحان ، هر پيشه ور امين را دوست مى دارد. از حديث بالا مى توان دريافت كه تنها وفاى به امانت در مال ، ارجمند نيست ، بلكه رعايت امانت در همه چيز، اعم از خون و مال و آبرو و ديگر حقوق ، مانند وقت و عمر نيز ارجمند و بايسته است . (114) دستورى ويژه درباره ، رعايت نظم در عهدنامه مالك اشتر به چشم مى خورد كه چنين است : وامض لكل يوم عمله فان لكل يوم ما فيه ! واجعل لنفسك فيما بينك و بين الله افضل تلك المواقيت و اجز ل تلك الاقسام و ان كانت كلها لله اذا صلحت فيها النية وسلمت منها الرعية ؛ (115) كار هر روز را در همان روز انجام ده ، زيرا هر روز، كارى مخصوص به خود دارد. بايد بهترين اوقات و بهترين ساعات عمرت را براى خلوت با خدا قرار دهى !هر چند همه آن وقت ها از آن خدا است اگر نيت و قصد در آن ، شايسته و رعيت از آن در آسايش باشد. آن گاه در تنظيم زمان برنامه مى فرمايد كه بهترين فرصت و مهم ترين برنامه ها را براى تحكيم ارتباط خود با خداوند سبحان برگزين . گر چه همه كارها و برنامه ها در صورتى كه با خلوص نيت همراه گردد و سلامت امت اسلامى در آن ملحوظ باشد، براى خداوند است ، ولى برنامه پرستش و محاسبه نفس و مناجات و نيايش را آن چنان تنظيم كن كه بهترين وقت و گران بهاترين فرصت و بيش ترين كار برايش صرف شود. در اين جا حضرت على (ع ) ضمن دستور نظم ادارى به كارگزاران حكومت خود، دستور نظم عبادى را نيز صادر مى فرمايد. آن چه در كلام امام على (ع ) ويژه نظم و رعايت برنامه صحيح است ، چيزى است كه حضرت در نامه اى به كميل بن زياد نخعى مرقوم فرموده است : ان تضييع المرء ماولى و تكلفه ماكفى لعجز حاضر و راى متبر؛ (116) ضايع كردن آدمى آن چه را بر عهده دارد و عهده دار شدن وى كارى را كه ديگرى بايد انجام دهد، ناتوانى اى است آشكار و انديشه اى است تباه و نابه كار. براى رعايت نظم ، بايد از ورود به هر كارى پيش از موقع مناسب ، خوددارى كرد و با فرارسيدن فرصت مناسب ، بدان پرداخت . در اين باره بيان حضرت امير مومنان (ع ) چنين است : و مجتنى الثمرة لغير وقت ايناعها كالزارع بغير ارضه ؛ (117) آن كه ميوه را در غير وقت رسيدن بچيند، مانند كسى است كه در زمين غير زراعت كند. لوازم دست يابى به نظم ادارى ارزش يابى و بازرسى كيفيت يكى از راه هاى رسيدن به نظم ادارى ، بازرسى و ارزش يابى است . با بازرسى ، معلوم مى گردد چه كسى كارهاى خود را به نيكى انجام مى دهد و ارباب رجوع با با رضايت پاسخ مى گويد و...و چه كسى از انجام دادن مسئوليت هاى خويش سر باز مى زند و سبب نارضايتى مردم مى گردد. بنابراين ، ارزش يابى و بازرسى باعث مى شود هر فرد، خويش را پاسخگوى مسئوليت كارهاى خود را به نيكى انجام مى دهد و ارباب رجوع را با رضايت پاسخ مى گويد و... و چه كسى از انجام دادن مسئوليت هاى خويش سر باز مى زند و سبب نارضايتى مردم مى گردد. بنابراين ، ارزش يابى و بازرسى باعث مى شود هر فرد، خويش را پاسخگوى مسئوليت كارهاى خود بداند و در انجام دادن وظيفه اش سستى نكند. ارزش ‍ يابى و بازرسى ، از دو راه ممكن است : مستقيم و غير مستقيم . مستقيم ، به وسيله مدير، و غير مستقيم از طريق بازرسان مخفى صورت مى پذيرد. اميرمومنان (ع ) به مالك اشتر سفارش مى فرمايد: ثم تفقد اعمالهم ، وابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم فان تعاهدك فى السر لامورهم حدودة لهم على استعمال الامانة و الرفق بالرعية ؛ (118) در كارهاى (كارگزاران ) كاوش و رسيدگى كن و بازرس هاى (مخفى ) راستكار و وفادار بر آنان بگمار؛ زيرا بازرسى نهانى تو از كار آنان ، باعث مى شود امانت دارى كنند. و با مردم به مدارا و نرمى رفتار كنند. تامين مادى از ديگر لوازم دست يابى به نظم و انضباط ادارى ، تامين كارگزاران از لحاظ حقوق و مزاياى مادى است . اگر كارگزارى ، از نظر مادى تامين شود. دست به خيانت نمى گشايد، يا احتمال آن بسيار اندك خواهد بود، اما اگر نتواند هزينه زندگانى خود را فراهم كند، چه بسا به گرداب معصيت گرفتار آيد و دل و ديده به خيانت خيره كند. حضرت على (ع ) مالك اشتر را چنين اندرز مى دهد: ثم اسبغ عليهم الارزاق ؛ فان ذلك قوة لهم على استصلاح انفسهم و غنى لهم عن تناول ما تحت ايديهم و حجة عليهم ان خالفوا امرك اوثلموا امانتك ؛ (119) پس (حقوق ) و روزى آنان را فراوان ده كه اين كار، آنان را به اصلاح خود توانا مى كند و از خوردن آن چه مربوط به زيردستان شان است ، بى نياز مى سازد، اين ، خود بر آنان حجت خواهد بود، اگر به فرمان هايت گردن ننهند يا در امانت رخنه اى گشايند. تنبيه و تشويق مجازات خطا كاران و خيانت پيشگان در بى انضباطى و تخلف از مسئوليت ها، باعث عبرت ديگران مى شود و نظم و انضباط را بر دستگاه ادارى حاكم مى سازد. بنابراين ، كيفر بى انضباطان ، يكى از لوازم دست يابى به نظم و انضباط ادارى است . امير مومنان (ع ) به مالك اشتر چنين مى فرمايد: و تحفظ من الاعوان فان احد منهم بسط يده الى خيانة اجتمعت بها عليه عندك اخبار عيونك اكتفيت بذلك شاهدا، فبسطت عليه العقوبة فى بدنه و اخذته بما اصاب من عمله ، ثم نصبته بمقام المذلة و وسمته بالخيانة ؛ (120) خود را از ياران خيانت كار دور دار، و چون يكى از آنان به خيانت و نادرستى ، بيالايد و گزارش بازرسانت خيانت او را بيان كند، به گواهى و گزارش آنان ، اكتفا كن ، آن گاه كيفر بدنى بر او جارى كن و او را به نتيجه كردارش برسان و بازخواست كن و خوار و زبونش گردان و بر او داغ خيانت بگذار. همان گونه كه تنبيه خطاكاران در دست يابى به نظم و انضباط ادارى ، نقشى بس مهم دارد، تشويق افراد شايسته نيز از نقشى بزرگ برخوردار است . پيشواى پارسايان مى فرمايد: خطا كار را به وسيله پاداش به نيكوكار، تنبيه كن . و در عهدنامه مالك اشتر چنين سفارش مى فرمايد: و لا يكونن المحسن و المسى ء بمنزلة سواء، فان ذلك تزهيدا لاهل الاحسان فى الاحسان و تدريبا لاهل الاساءة على الاساءة و الرم كلا منهم ما الزم نفسه ؛ (121) هرگز نبايد افراد نيكوكار و بدكردار، نزد تو يك سان باشند، زيرا، اين ، سبب مى شود كه افراد نيكوكار، به نيكى هايشان بى ميل شوند و بدكاران در كارهايشان تشويق گردند. هر كدام از آنان را برابر با كارشان پاداش ده . نظم و انضباط مدير مديرى كه بخواهد سازمانش از بى نظمى به دور ماند و نظم و انضباط بر سازمانش حاكم باشد،بايد خود، نمونه كامل نظم و انضباط باشد. مديرى كه خود بى نظم و انضباط است ، نمى تواند از زير دستان ، انتظار نظم و انضباط داشته باشد. مديرى كه خود، در وقت معين ، در محل كار حاضر نمى شود، دير مى آيد و زود مى رود، نمى تواند خواستار رعايت نظم و انضباط در ورود و خروج زير دستانش باشد. برقرارى نظم و انضباط ادارى ، به مديرى نياز دارد كه خود، الگوى نظم و انضباط باشد و چنين مديرى ، همواره ، سر حال و با نشاط است و راهنمايى هايش در ديگران موثر و براى زير دستان ارزشمند و ستوده است . تفويض اختيار يكى ديگر از لوازم دست يابى به نظم و انضباط ادارى ، تفويض اختيار است . مديرى كه بخواهد نظم و انضباط را بر سازمان تحت امرش حاكم كند، مى تواند از اين اصل مديريتى بهره جويد. البته واگذارى بخشى از مسئوليت مدير به همكاران ، شرايطى دارد كه بايد در محل خود به آن پرداخته شود. يك مدير خوب ، مديرى است كه نقشه و طرح خود را براى دست يافتن به اهداف معين ، تنظيم و خط مشى رسيدن به اين اهداف را مشخص مى كند. او، فعاليت همكاران خود را سازماندهى مى كند و هر كس را با وظيفه و اختيارات خود آشنا مى سازد، كارمندان خود را ارزش يابى و شوق كار و تلاش را در وجود آنان ، بارور مى كند. يك مدير شايسته ، مى تواند ضمن به كارگيرى اصول مديريت ، بخشى از وظايف خود را به همكارانش بسپارد تا هم بار سنگين اداره يك مجموعه از دوشش برداشته شود و هم عده اى از كارگزاران ، شيوه مديريت را تجربه كنند و نيز دست يابى به نظم و انضباط ادارى آسان تر صورت پذيرد. بنابراين ، اصل تفويض اختيار مى تواند به عنوان يكى از لوازم ايجاد نظم و انضباط در ادارات به كار گرفته شود كه افزون بر رسيدن به نظم ادارى ، محاسنى ديگر مانند افزايش بازدهى ، ازدياد علاقه براى انجام دادن وظيفه ، تقويت همكارى دسته جمعى ، تكامل فردى و جلوگيرى از اتلاف وقت مديران را در بر دارد. برخى ديگر از لوازم دست يابى به نظم و انضباط ادارى ، عبارت است از: قاطعيت ، پرهيز از دودلى ، تقسيم كار و ايجاد انگيزه . مدير شايسته ، مى تواند با شناخت اين شيوه ها و به كار بردن آن ها در راه دست يابى به نظم و انضباط ادارى ، گام هايى بلند بردارد. از آن جا كه در دو فصل پايانى اين جزوه ، به اين موضوعات پرداخته ايم ، در اين جا از تفصيل بيشتر درباره آن ها، خوددارى مى كنيم . جلوه هايى از نظم و انضباط در مديريت بزرگان امام خمينى قدس سره از ويژگى هاى برجسته امام خمينى - كه از زبان كسان بسيارى بارها شنيده شده است - ارجى بود كه بر نظم و انضباط مى نهاد. به راستى ، عجيب بود كه حتى براى مطالعه و قرائت قرآن و كارهاى مستحب و زيارت ها و دعاها كه داراى وقت خاصى نيستند، وقت خاصى تنظيم كرده بود و هر كارى را بنابر همان زمان بندى انجام مى داد تبه طورى كه براى هر كس ، كه مدتى با ايشان مانوس و معاشر مى شد، مشخص بود كه در چه ساعتى ، مشغول به چه كارى است . مشهور است كه برخى از طلاب نجف اشرف ، در آن چند سالى كه ايشان در نجف بود، ساعت هاى خود را روى رفت و آمد ايشان به درس و تشرف به حرم مطهر اميرمومنان (ع ) در شب ها تنظيم مى كردند. براى اين جانب و برخى از دوستان ديگر كه صبح ها، اول وقت ، خدمت ايشان مى رسيديم ، مسلم بود كه سر ساعت هشت و دو سه دقيقه ، يعنى پس از اين كه خلاصه اخبار را گوش مى كردند. زنگ مى زدند و ما براى گزارش كارها و انجام وظايفى كه داشتيم ، خدمتشان مى رسيديم ، به طورى كه اگر يك روز، اين وقت ، به هشت و پنج دقيقه مى رسيد، مى فهميديم كه اتفاق تازه اى افتاده و وضع و حال ايشان مناسب نيست يا كسى نزد ايشان رفته كه مانع زنگ زدن ايشان گشته است . (122) آية الله العظمى بروجردى آية الله مكارم شيرازى درباره نظم در نظر آية الله العظمى بروجردى مى گويد: عدالت و نظم ، محور عالم هستى و كليد ربوبيت پروردگار است : (و بالعدل قامت السماوات و الارض ) مرحوم آية الله بروجردى ، معتقد بودند حوزه علميه بايد از هر نظر منظم باشد، لذا براى اولين بار جمعى از علما را به عنوان هيئت حاكم تعيين كردند، تا اگر بى نظمى و خلاف اخلاق از طلبه اى مشاهده شود، به سراغ او بفرستند. نخست او را با نصيحت و موعظه از اشتباهش برگردانند و در صورت عدم تاثير، شدت عمل به خرج دهند، حتى در صورت لزوم ، او را از قم اخراج كنند تا گرد و غبار بى نظمى و بد اخلاقى او بر دامان حوزه علميه ننشيند. در ابتداى سال تحصيلى ، گاه اتفاق مى افتاد كه ايشان به خاطر كسالت نمى توانستند درس را شروع كنند، ولى براى اين كه درسهاى حوزه نظم خود را پيدا كند، به ناچار، چند روز اول را به هر زحمت و مشقتى بود، درس مى گفتند، تا چرخ ‌هاى حوزه علميه به گردش در آيد و بعد به بستر مى رفتند تا كسالتشان بر طرف گردد. در زندگى داخلى و وضع خانه و بيرونى و لباس و ظاهر خود نيز، بسيار منظم و مرتب بودند.(123) شهيد قدوسى نظم شديد و نمونه شهيد قدوسى ، زبان زد خاص و عام بود. شاگردانش ، در مدت چهارده سال بهره مندى از مديريت وى ، حتى پنج دقيقه تاخير و تخلف از او نديده اند. او انضباطى بسيار دقيق داشت و معتقد بود مقررات ، بايد كاملا اجرا شود و تخلف از ضوابط را از هيچ كس نمى پذيرفت . قاطعيت او و اجراى ضوابط، باعث شده بود كه برخى ، او را خشك و بى گذشت بدانند. او، در برابر بى نظمى هيچ گونه انعطافى نداشت . هر كس با او آشنا بود، مى دانست كه در عمل به آن چه وظيفه شرعى خود تشخيص دهد، ذره اى گذشت نمى كند. در هر امرى ، ابتدا جوانب كار را به دقت مى سنجيد و سپس تصميم مى گرفت و پس از تصميم ، وارد عمل مى شد و در اين زمان بود كه هيچ كس نمى توانست او را از ادامه كار باز دارد. در مواردى ، تمام شاگردان و برخى اساتيد، مى خواستند نظرش را نسبت به امرى تغيير دهند، ولى در برابر قاطعيت او كارى از پيش نمى بردند. اين قدرت و قاطعيت ، هر چند اكنون كه نتايج ارزشمند و بزرگش را نمى توانستند دريابند.چه بسا استاد حوزه علميه قم ، به دليل اين كه تنها چند دقيقه ديرتر از موعد مقرر در كلاس حاضر مى شد، هنگامى كه از پيش دفتر مدرسه حقانى عبور مى كرد، شهيد قدوسى را مى ديد كه سر راهش قرار گرفته و تنها با يك لبخند معنادار و بدون اين كه كلمه اى از دهانش بيرون آيد، به او مى فهماند كه از وعده خود تخلف كرده است . اين برخوردها، آن قدر شناخته شده بود كه ميان دوستان شهيد معروف بود كه وقتى فردى بى نظمى مى كند، او بدون سخن گفتن ، تنها به ساعت خود نگاه مى كند! مدرسه حقانى از جهت مالى ، داراى مشكلاتى بسيار بود و افراد نيكوكار از ترس ساواك نمى توانستند به راحتى به آن كمك كنند. در اين زمان ، يكى از توانگران تهرانى ، كه كمك هاى بسيارى به مدرسه حقانى مى كرد، يك بار براى ملاقات شهيد قدوسى به قم آمد و بدون وقت قبلى ، به منزل ايشان رفت . شهيد قدوسى ، خود، در را بر روى او باز كرد و گفت : اكنون نمى توانم شما را در منزل بپذيرم ،چون بايد براى تدريس به مدرسه بروم و اگر شما را بپذيرم ، نمى توانم سر وقت در آن جا حاضر شوم . (124) در آن زمان ، مرسوم نبود كه برنامه و نظم و حسابى باشد و نخستين بار، در مدرسه حقانى ، اين كار با جديت تمام انجام شد. براى اين كه برنامه يك سال مدرسه معلوم شود، بحث ها و مطالعاتى بسيار صورت مى گرفت . مدارس قديم حوزه ، تنها مسكن طلاب بودند، نه اين كه خود برنامه اى به شكل امروزى براى درس و تحصيل داشته باشند. شهيد قدوسى پس از تصدى مديريت ، با برنامه ريزى دقيق ، آن را به يك محل آموزشى و تعليم و تربيت همه جانبه در آورد و نه تنها خود مدرسه ، رشدى بسيار كرد، بلكه نمونه اى براى مدارس ديگر شد. (125) يكى از دلايلى كه شهيد قدوسى را به تاسيس و اداره مدرسه حقانى ترغيب كرد، ضرورت وجود نظم و برنامه ريزى در حوزه علميه بود.
موضوع: روزمره ها
نویسنده:lمدیر سایت
تاریخ: شنبه14آذر1388
کلیدواژه ها: نظم در عبادت هاى گروهى نظم در امور ادارى و مديريت اجتماعى تجلى نظم در نظام اجتماعى عهدنامه مالك اشتر لوازم مديريت صحيح ضرورت وجود نظم و برنامه ريزى در حوزه علميه


آخرین دستنوشته ها سایت

 
 
 
 

یک شنبه 14 شهریور 1389 ( آنلاین: 2 نفر | امروز: 17 نفر | دیروز: 14 نفر | کل: 17694 نفر | مدت بارگذاری: 0.13 ثانیه )

کلیه حقوق این سایت متعلق به مهندس محمدعلی یوسفی می باشد.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع میباشد. |
info@yousofi.ir